دنیای فناوری و کامپیوتر

تاریخ: سه شنبه 15 فروردین 1391 ساعت: 09:24 بازدید: 158 نویسنده: احمدی

 

بخش چهارم:

 

قالب وبلاگ

 

به عنوان یک وبلاگ‌نویس قطعا شکل ظاهری وبلاگ برایتان اهمیت زیادی دارد. اینکه چگونه یک قالب مناسب برای وبلاگ مان انتخاب کنیم و رعایت چه نکاتی در رابطه با قالب و اجزای آن اهمیت دارد نکاتی است که در این درس به آن می پردازیم.

هر کدام از سرویس های رایگان وبلاگ به شما اجازه می‌دهند تا قالبی را برای وبلاگ تان انتخاب کنید و آن را با توجه به نیازتان شخصی سازی کنید. بسته به نوع سرویس دهنده ای که انتخاب می‌کنید در بعضی موارد اجازه دارید تمام اجزای قالب را خودتان دستکاری و شخصی سازی کنید و بعضی سرویس های رایگان مانند Wordpress.com به شما آزادی عمل زیادی برای دستکاری در قالب نمی دهند. اگر هم روی سرویس هاستینگ شخصی خودتان وبلاگ راه اندازی کرده باشید کاملاً آزاد هستید، هر گونه تغییری در قالب وبلاگ به وجود بیاورید و حتی اگر بخواهید یک قالب کاملاً اختصاصی از اول برای خودتان طراحی کنید.

قالب وبلاگ

 وبلاگ شما مجموعه ای از امکانات و بخش‌های مختلف است. مطالبی که می نویسید، آرشیو زمانی، آرشیو موضوعی، برچسب‌ها، پیوندها، صفحه های ثابت و انواع ویجت های مختلف که ممکن است در آن استفاده کرده باشید. برای نمایش مناسب تمام این‌ها به یک قالب مناسب نیاز دارید تا اطلاعات را به گونه‌ای مناسب به خواننده نشان بدهد. اگر می‌خواهید قالبی را انتخاب کنید یا یکی را از اول طراحی کنید به این نکات توجه کنید.

یک قالب ساده، برجسته و شخصی:

طراحی های شلوغ خواننده را گیج می کند. همینکه نگاه بیننده برای نخستین بار به وبلاگ شما بیفتد از آن تأثیری را دریافت می کند. باید در طراحی قالب به این تأثیر فکر کنید. این تأثیر طی ۵ ثانیه اول رخ می دهد. بنابراین چیزهایی که برایتان مهم است را باید برجسته‌تر نشان بدهید. در انتخاب رنگ دقت کنید. تنوع رنگ‌ها را محدود کنید.

 

توجه خواننده با رفتن به پایین وبلاگ کاهش پیدا می کند:

 

بیشترین قسمتی که در صفحات وب دیده می‌شود بالای آن‌ها است. خواننده‌ها همینطور که به پایین صفحه اسکرول می‌کنند توجه کمتری به صفحه وبلاگ می کنند. بنابراین در چیدمان موارد درون قالب فراموش نکنید که به این نکته توجه کنید. که موارد مهم را با قرار دادن در پایین صفحه کم اهمیت نکنید.

فوتر وبلاگ را فراموش نکنید:

به قسمت پایانی و پایین وبلاگ فوتر گفته می شود. بخشی که ممکن است توجه زیادی به آن نکنید اما عامل مهمی در نگه داشتن بازدیدکنندگان در وبلاگ است. وقتی یک خواننده پستی از شما را می‌خواند با اسکرول کردن به پایین صفحه یا همان فوتر می‌رسد. حالا اگر مطلب دیگری برایش جالب توجه نباشد صفحه را می‌بندد و از وبلاگ خارج می شود. قرار دادن برخی موارد در فوتر باعث می‌شود که بعد از تمام شدن یک پست، خواننده مطالب دیگری برای خواندن داشته باشد. در کنار آن می‌توانید برخی لینک های ضروری را در فوتر وبلاگ قرار دهید و کپی رایت وبلاگ هم در همین قسمت قرار می گیرد.

 

مطالب باید قابل خواندن باشند، در انتخاب رنگ‌ها دقت کنید:

 

هر چقدر هم که مطالب جذابی داشته باشید اگر رنگ متن و پس زمینه تباین کافی نداشته باشند برای خواننده‌ها قابل خواندن نخواهد بود. برای مثال اگر متن را سفید کنید و یک پس زمینه زرد برایش انتخاب کنید آنوقت حتی با ذره‌بین هم نمی‌شود آن‌ها را خواند. متن خاکستری روی پس زمینه مشکی هم همین مشکل را دارد. بهترین انتخاب پس زمینه‌های روشن با متن تیره است. البته می‌توانید از حالت عکس آن هم استفاده کنید. یعنی پس زمینه تیره با متن روشن. هرچند دومی مانند پس زمینه روشن خوانا نیست.

 

صفحه پیام 404 مناسبی داشته باشید:

error

گاهی اوقات خواننده‌های وبلاگ شما به صفحه‌ای در وبلاگ مراجعه می‌کنند که وجود ندارد. مثلاً قبلاً یک پست نوشته‌اید و حالا آن را پاک کرده اید. اما یک وبلاگ دیگر به آن لینک داده است. در این حالت خواننده‌ها از مکان های دیگر به آدرسی در وبلاگ شما مراجعه می‌کنند که دیگر وجود ندارد. در این وضعیت آن‌ها با یک صفحه پیام خطا به نام خطای شماره 404 مواجه می شوند. اگر یک وبلاگ روی هاست خودتان داشته باشید و در برخی سرویس دهنده های رایگان این امکان را دارید که یک صفحه ویژه طراحی کنید تا هنگام بروز خطای 404 به خواننده‌ها نمایش داده شود. این صفحه می‌تواند دارای یک پیام باشد به همراه تعدادی لینک به دیگر بخش‌های وبلاگ. اما همه‌اش این نیست می‌توانید در ساختن این صفحه از خودتان خلاقیت نشان بدهید.

 

از شر لینک های مرده خلاص بشوید:

 

طی ماه ها و سال‌ها وبلاگ نویسی به مکان های مختلفی در دیگر سایت‌ها و وبلاگ ها لینک می دهید. همه این صفحات تا ابد در اینترنت باقی نمی مانند. تعدادی از صفحات بعد از مدتی از اینترنت پاک می‌شوند و اگر خواننده‌های شما روی این لینک ها کلیک کنند تنها با پیام خطا مواجه می شوند. این موضوع هم خواننده شما را ناراحت می‌کند و هم روی رتبه وبلاگ شما در موتورهای جستجو تأثیر منفی می گذارد. اما چک کردن تمام این لینک ها به صورت دستی عملاً غیر ممکن است.

 برای نظارت بر لینک های داخل وبلاگ تان می‌توانید از ابزار رایگان گوگل به نام Webmaster Tools استفاده کنید. این سرویس شامل تعدادی خدمات رایگان برای مدیران وب سایت‌ها و وبلاگ‌نویس ها است که یکی از این خدمات چک کردن وبلاگ است. برای این کار در این سرویس ثبت نام کنید و آدرس وبلاگ را به آن بدهید. بعد از آن گوگل یک کد را در اختیار شما قرار می‌دهد تا آن را درون قالب قرار دهید تا مالکیت شما بر آن وبلاگ اثبات شود. بعد از تأیید مالکیت، می‌توانید از خدمات رایگان Webmaster Tools گوگل برای وبلاگ تان استفاده کنید.

 

کمی HTML یاد بگیرید:

 

صفحات وب که در مرورگرتان می‌بینید در‌واقع از کدهای اچ تی ام ال و تعدادی زبان‌های برنامه نویسی دیگر تشکیل شده اند. برای راه اندازی و نوشتن وبلاگ نیاز به دانستن یک زبان برنامه نویسی نیست. اما اگر بخواهید که قدرت خودتان را در اجرای تغییرات در وبلاگ چند برابر کنید کافی است که کمی HTML یاد بگیرید. این در‌واقع یک زبان برنامه نویسی نیست و یادگیری آن بسیار ساده‌تر از آن چیزی است که تصور می کنید. نیاز هم نیست که تمام دستورات اچ تی ام ال را یاد بگیرید. دانستن یک سری موارد اولیه کارایی شما را چند برابر خواهد کرد. برای شروع می‌توانید از گوگل کمک بگیرید!

 

از آیتم های متحرک استفاده نکنید:

 

باور کنید اکثر خواننده‌ها علاقه‌ای به دیدن یک ساعت بزرگ در وسط صفحه یا پروانه ای که از این طرف به آن طرف وبلاگ پرواز می‌کند، ندارند. آیتم های متحرک که اکثراً برای زیبایی به وبلاگ اضافه می‌شوند باعث می‌شوند حواس خواننده پرت شود و گاهی اوقات حتی موجب ناراحتی بیننده می شود. در چنین حالتی به راحتی صحفه وبلاگ شما بسته خواهد شد و خواننده خودتان را از دست می دهید. علاوه بر این استفاده از پنجره های بازشونده کوچک تبلیغاتی یا بعضی پیام‌هایی که به صورت Popup به بیننده می‌دهید کار مناسبی نیست.

 

پخش صوت و ویدیو را به عهده بازدیدکننده بگذارید:

تا به حال برایتان پیش آمده که به وبلاگی مراجعه کنید و ناگهان یک موسیقی شروع به پخش شدن بکند؟ حالا اگر صدای اسپیکرهای کامپیوتر تا آخر بلند باشد و شما در محل کار باشید چه احساسی پیدا می کنید؟ اگر قصد دارید در وبلاگ تان ویدیو یا صوت قرار بدهید از این موضوع اطمینان حاصل کنید که آن‌ها به صورت خودکار شروع به پخش نمی کنند. باید به بازدیدکننده این اجازه را بدهید که خودش در صورت تمایل آن‌ها را پخش کند.

 

آیا نشان دادن کنتور بازدیدکنندگان لازم است؟

 

حتماً برایتان مهم است که از آمار بازدید وبلاگتان مطلع شوید. اما شاید نیاز نباشد که آن را به همه نشان بدهید. قبل از انجام این کار به دلیل آن فکر کنید. اگر امکان نصب شمارنده را روی قالب وبلاگ دارید بهترین انتخاب سرویس رایگان Google Analytics است. با مراجعه به آن در این آدرس: http://www.google.com/analytics می‌توانید در آن ثبت نام کرده و یک کد برای وبلاگ دریافت کنید. با قرار دادن کد درون قالب می‌توانید گزارش های بسیار مفیدی در مورد تعداد بازدیدکنندگان، محل مراجعه و … ببینید.

در انتخاب ابزار آمار گیری وبلاگ تان دقت کنید و به همه سرویس ها اعتماد نکنید. قرار دادن کد این سرویس ها در صفحه وبلاگ تان سبب می‌شود که آن‌ها قادر به جمع آوری برخی اطلاعات در مورد بازدیدکنندگان وبلاگ تان باشند و این کار شاید از نظر حریم خصوصی و امنیت دردسرساز شود.

 

 حجم صفحات وبلاگ شما چقدر است؟

 

وقتی آدرس صفحه وبلاگ تان را می‌زنید چقدر طول می‌کشد تا باز شود؟ ممکن است شما به اینترنت پرسرعت دسترسی داشته باشید. اما بسیاری از کاربران فارسی زبان به چنین اینترنتی دسترسی ندارند. بنابراین مهم است که به حجم صفحات وبلاگ توجه کنید. معمولاً متن حجم زیادی را اشغال نمی‌کند اما تصاویر، صوت و ویدیو حجم زیادی دارند و سرعت باز شدن صفحات را کند می کنند. قبل از قرار دادن هر عکس در وبلاگ آن را برای وب بهینه کنید تا حجم زیادی نداشته باشد. در درس آماده سازی تصاویر این کار آموزش داده شده است.

 صفحه تماس با من فراموش نشود:

تا به حال به وبلاگ هایی برخورد کرده‌اید که صفحه تماس ندارند؟ تعداد شان کم نیست. همیشه یک روش برای ارتباط خواننده با خودتان قرار بدهید. دقت کنید که بخش نظرات وبلاگ برای اظهار نظر در مورد همان مطلب است نه تماس با شما. اگر نمی‌خواهید آدرس ایمیل تان را در اختیار همه قرار دهید، صفحه تماس می‌تواند حاوی یک فرم باشد که خواننده‌ها از طریق آن با شما تماس می‌گیرند و اطلاعات آن برایتان ایمیل میشود.

 

 


نوشتن-وبلاگ---بخش-چهارم نوشتن-وبلاگ---بخش-چهارم نوشتن-وبلاگ---بخش-چهارم نوشتن-وبلاگ---بخش-چهارم نوشتن-وبلاگ---بخش-چهارم امتیاز : 465 دیدگاه(0)

تاریخ: سه شنبه 15 فروردین 1391 ساعت: 06:53 بازدید: 599 نویسنده: احمدی

 

امنیت

 

بخش اول: انتخاب رمز عبور مناسب و سوالات امنیتی

حریم خصوصی، واژه ای که با پیشرفت تکنولوژی تعریف جدیدی پیدا کرده است. واژه ای وسیع که حفظ آن هم دقت و معلومات خاص خود را می خواهد. حفظ حریم خصوصی و یا به تعبیر دیگر امنیت اطلاعات را از جنبه های مختلفی می توان بررسی کرد. اما اشتباه نکرده ایم اگر رمزهای عبور را سربازان خط مقدم مقابله با سارقان اطلاعات و هویت بنامیم. به همین خاطر است که اولین درس به این موضوع اختصاص یافته است. در ادامه به بایدها و نبایدها در انتخاب رمز عبور و نکات مهم در این مورد می پردازیم.

اجزای یک رمز عبور قوی
حتما این اصل ساده اما مهم را می دانید که یک رمزعبور باید به قدر کافی مشکل باشد تا یک برنامه کامپیوتری رمزشکن نتواند آن را به راحتی حدس بزند.

· رمزعبور باید طولانی باشد: رمزعبور هر چه طولانی تر باشد، احتمال اینکه یک برنامه کامپیوتری بتواند آن را حدس بزند کمتر می شود. سعی کنید رمز عبورتان حداقل ده حرف داشته باشد. البته بعضی افراد از رمزهایی شامل چند کلمه که با یا بدون فاصله پشت سر هم آورده می شوند، استفاده می کنند که اغلب به آنها عبارتِ رمز گفته می شود. ما نیز توصیه می کنیم تا آنجایی که برنامه یا سرویس مورد استفاده به شما اجازه می دهد، رمزعبور خود را طولانی انتخاب کنید.

· رمزعبور باید پیچیده باشد: علاوه بر طول، پیچیدگی نیز از کشف رمز توسط نرم افزارهای رمزشکن- که ترکیبی تصادفی از حروف را کنار یکدیگر قرار می دهند- جلوگیری می کند. پس در صورت امکان سعی کنید رمزعبور شما شامل حروف بزرگ انگلیسی، حروف کوچک انگلیسی، اعداد و علامت هایی مثل نقطه و کاما باشد. ضمنا یک رمزعبور می بایست به قدر کافی مشکل باشد تا افراد نتوانند آن را حدس بزنند.

· رمزعبور را باید بتوان به خاطر سپرد: اگر شما نتوانید رمزعبور خود را حفظ کنید و آن را جایی بنویسید، احتمالا آن را دو دستی به کسی که به خانه، کیف پول و یا حتی سطل آشغال دفتر شما دسترسی دارد، تقدیم کرده اید. راه های زیادی برای ایجاد و نگهداری رمزهای عبور طولانی که بتوان آنها را حفظ کرد وجود دارد. اما امکان استفاده از نرم افزارهایی مثل «LastPass» که این کار را برای شما به خوبی انجام می دهند، نیز وجود دارد. البته استفاده از نرم افزارهایی مانند Microsoft Word برای این کار مناسب نیست. رمزعبور این فایل ها توسط نرم افزارهای رایگانی که در اینترنت نیز پیدا می شوند قابل بازیابی است. این مورد آنقدر اهمیت دارد که در یک درس مجزا به آن به طور کامل پرداخته شده است (درس آشنایی با نرم افزارهای مدیریت رمز عبور).

· رمزعبور نباید شخصی باشد: رمزعبور نباید هیچ ارتباطی با شخصیت شما داشته باشد، بنابراین از انتخاب کلمات یا عباراتی که قسمتی از اطلاعات شخصی شما هستند مانند نام، شماره کارت ملی، شماره تلفن ها، اسم فرزندان، روز تولد یا هر چیزی که ممکن است افراد دیگر درباره شما بدانند، پرهیز کنید.

· رمزعبورتان را مخفی نگه دارید: همیشه هنگام وارد کردن رمزعبور به افرادی که ممکن است آن را از روی شانه شما بخوانند توجه کنید. همچنین به جز در موارد کاملا ضروری رمزعبور خود را به هیچ کس نگویید. اگر هم مجبور بودید که آن را به دوست، هم کلاسی یا یکی از اعضای خانواده بگویید، ابتدا آن را به یک رمزعبور موقتی تغییر دهید و به شخص مورد نظر بدهید. پس از اتمام کار، آن را به حالت قبل بازگردانید. البته، اغلب اوقات راه های دیگری مانند ایجاد یک رمز عبور جداگانه در حساب خود وجود دارد که در صورت امکان بهتر است از این روش ها استفاده کنید. یک رمزعبور می بایست به گونه ای انتخاب گردد که اگر کسی آن را دانست، حداقل ضرر را برایتان به همراه داشته باشد.

· رمزهای عبور نباید یکسان باشند: از یک رمز عبور برای بیش از یک حساب استفاده نکنید، زیرا اگر کسی آن را بفهمد به تمام اطلاعات شما دسترسی پیدا خواهد کرد. فرض کنید رمزعبور کامپیوتر و ایمیل شما یکسان است، حال اگر کسی بتواند کامپیوتر شما را «هک» کند یا به طریقی رمز آن را بدست آورد، به ایمیل شما نیز دسترسی خواهد داشت.

· رمزهای عبور را به صورت دوره ای عوض کنید: توصیه می شود رمز عبور خود را به طور منظم حداقل هر 3 ماه یک بار عوض کنید. زیرا به مرور زمان احتمال اینکه دیگران رمز عبور شما را بفهمند، افزایش می یابد (طبیعی است اگر من رمزعبور خود را 10 سال عوض نکنم به جز خواجه حافظ شیرازی، بقیه آن را خواهند فهمید). همچنین اگر کسی بدون اطلاع شما رمزعبورتان را دزدیده باشد تا زمانی که آن را عوض نکنید، از رمزعبور استفاده می کند.

چند راه خوب برای ساختن رمزهای عبور مطمئن

برای ساختن رمزعبور، بهتر است از کاراکترهای متنوع و روش های مختلف استفاده کنید. برای مثال:

· حروف بزرگ و کوچک: My naME is Not MR. MahMudi

· حروف و اعداد: a11 w0Rk 4nD N0 p14Y

· مخلوط کردن بعضی علامت ها: c@t(heR1nthery3

· استفاده از چند زبان: Let Them Eat 1e gateaU au ch()colaT (انگلیسی و فرانسه)

استفاده از این روش ها پیچیدگی و امنیت رمزعبور را بالا می برد، اما آن را کاملا بی معنی و غیر قابل حفظ کردن نمی کند. حتی استفاده از بعضی از راه های شایع مثل بکار بردن 0 (صفر) به جای حرف O یا علامت @ به جای حرف a هم ایده خوبی است، زیرا این کار حداقل، زمان پیدا شدن رمز عبور توسط نرم افزار رمزشکن را افزایش می دهد یا آن را برای افراد معمولی غیر قابل حدس زدن می کند.

رمزهای عبور را می توان با علامت های جایگزین رایج (مثل مخفف ها) به عبارات پیچیده و عجیب تبدیل کرد. برای مثال:

«To be or not to be? That is the question» را می توان به صورت «2Bon2B?TitQ» نوشت. یعنی به جای To عدد 2 را که در زبان انگلیسی یکسان تلفظ می شوند را جایگزین می کنیم. یا مثلا به جای «That is the question» می نویسیم TitQ، یعنی حروف اول کلمات را کنار هم می آوریم. همان طور که می بینید عبارت اولیه ی معنی دار (بودن یا نبودن مسئله این است) را می‌توان به یک عبارت ظاهرا بی معنی تبدیل کرد.

مثال دیگر:

«We hold these truths to be self-evident: that all men are created equal» که با جایگزین کردن حروف اول هر کلمه (بعضی به صورت حروف بزرگ و بعضی کوچک) و قرار دادن نمادها به جای بعضی کلمات به جمله «=WhtT2bs-e:taMac» تبدیل می شود. مثال بعد: «Are you happy today?» تبدیل به «rU:-)2d@y?» می‌شود.

البته مثال های بالا مربوط به انگلیسی زبان ها است و برای ما راحت تر است که ابتدا جملات خود را به صورت فینگلیش بنویسیم و بعد روی آن تغییراتی را انجام بدهیم. کار بسیار ساده ای است: «من کتاب را خیلی دوست دارم» را می توان به صورت فینگلیش نوشت «man ketab ra kheili dust daram»: در این حالت می توان آن را هر جور که دوست دارید تغییر دهید؛ برای مثال «Mkrk2D@@r@m».

کار یک نرم افزار رمزشکن این است که حروف مختلف را با هم ترکیب کرده و آنها را در محل رمز عبور قرار می دهد تا از طریق آزمون و خطا، رمزعبور را بیابد. نویسندگان این برنامه ها می دانند که اکثر افراد از یک کلمه معنی دار برای رمزعبور خود استفاده می‌کنند، به همین دلیل برنامه خود را به گونه ای آماده می کنند تا ابتدا کلماتی را که در لغت نامه قرار دارد، امتحان کند. خب، نکته مثبت برای ما فارسی زبانان این است که اکثر این نرم افزارها برای زبان انگلیسی و لغات آن طراحی می شوند، پس توصیه می شود برای رمز عبور خود، به جای انگلیسی از فینگلیش استفاده کنید. البته راه عالی دیگری نیز وجود دارد. فرض کنید در حین وارد کردن رمز، کسی مخفیانه به کیبورد (صفحه کلید) شما نگاه می کند. اگر کلمه ای که شما می زنید یک کلمه‌ی انگلیسی یا فینگلیش باشد او به راحتی آن را متوجه می شود، چون معمولا افراد به حروف انگلیسی کیبورد توجه می کنند. اما انتخاب دیگری نیز پیش روی شماست، کلمه خود را فارسی تایپ کنید! احتمالا برای همه ما پیش آمده که می خواهیم در محلی یک کلمه فارسی بنویسم و بعد از اینکه آن را می نویسیم متوجه می شویم که زبان نوشته انگلیسی بوده و ما انگلیسی تایپ کرده ایم. مثلا ما در سایتی کلمه «محمد رضا گلزار!» را می نویسیم اما چون حواس مان نبوده و زبان ویندوز را به فارسی تغییر نداده ایم این عبارت تایپ می شود «lpln vqh ‘gchv». به نظر شما این یک رمزعبور پیچیده نیست؟

در زیر مثال هایی از این روش را می آورم:

· بابا  = fhfh

· میخوانمش  = ldo,hkla

· رمزعالیجناب.سفید!  = vlcuhgd[khf.stdn!

· من.یار/مهربانم0داناوخوش.زبانم  = lk.dhv/livfhkl0nhkh,o,a.cfhkl

در اینجا ما با توجه به حروف فارسی روی کلیدهای کیبورد کلمه فارسی مورد نظرمان را تایپ می کنیم، اما چون زبان سیستم عامل روی انگلیسی است، حروفی که در محل وارد کردن رمزعبور تایپ می شوند نیز انگلیسی خواهند بود. البته هنگامی که قرار بر استفاده از یک صفحه کلید بدون برچسب فارسی باشد (!) مساله بسیار سخت می شود.

این ها فقط چند راه ساده برای پیچیده کردن و در عین حال قابل حفظ ماندن رمزهای عبور هستند، بدیهی است که شما می توانید از روش‌های ابداعی خود برای این کار استفاده کنید.

 

سوالات امنیتی


در موارد زیادی در زمان ایجاد حساب کاربری مانند ثبت نام یک ایمیل جدید، شما امکان تعریف یک سوال امنیتی را دارید که در موارد خاص با پاسخ دادن به این سوال هویت خود را برای سرویس دهنده اثبات می کنید. این سوالات امنیتی اگر چه معمولا به چشم نمی آیند و برای انتخابشان وسواسی خرج نمی شود، اما از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند. شاید هک شدن ایمیل یاهو خانم سارا پیلین (کاندید معاونت ریاست جمهوری آمریکا)، به دلیل ضعف در انتخاب سوال امنیتی، مثال خوبی برای نشان دادن اهمیت این سوالات باشد. خانم پیلن این سوال را انتخاب کرده بود: همسر خود را اولین بار کجا ملاقات کردی؟ هکر هم با حدس جواب این سوال توانسته بود به ایمیل ایشان نفوذ کند. حتی زمانی که شما درون گوگل به دنبال سوالات امنیتی مناسب می گردید در موارد زیادی با نمونه های بسیار ضعیفی روبرو می شوید که استفاده از آن ها و موارد مشابه آن بسیار خطرناک است.

 

یک سوال امنیتی خوب باید این خصوصیات را داشته باشد:

سوال امنیتی

1.      به راحتی به خاطر سپرده شود و یادآوری آن هم ساده باشد، به طوری که حتی طی ۱۰ تا ۱۵ سال آینده آن را فراموش نکنید.

2.      سوالی باشد که بتوان جواب های مختلفی را برای آن تصور کرد. سوالی با ۱۰۰۰ جواب ممکن که فقط یکی از آن ها درست باشد چطور است؟

3.      سوالی نباشد که در جاهایی مانند فیس بوک، کلوب، اورکات و امثال آن و یا در مصاحبه یا نظر سنجی به آن پاسخ داده باشید.

4.      جوابش در یک یا دو کلمه خلاصه شود.

5.      هرگز تغییر نکند (مثلاً نام دوست دختر/ پسر فعلی تان اصلا انتخاب مناسبی نیست!)

مواردی که به هیچ وجه انتخاب مناسبی نیستند:

1.      غذاهای مورد علاقه یا رنگ یا هر چیزی از علایق شخصی که در طول زمان تغییر می کنند.

2.      مدل و یا زمان ساخت اتومبیل تان، زیرا برای یک خوره ماشین، تشخیص مدل و سال ساخت آن از روی عکس اش چندان سخت نخواهد بود.

3.      تاریخ تولد: سوالات در این رابطه به دلیل سادگی یافتن جواب و وجود شبکه های اجتماعی مختلف که مرتبا تاریخ تولد شما را به همه یاد آوری می کنند غیر قابل استفاده اند.

4.      اسم و یا تاریخ تولد افراد خانواده: وقتی که افراد خانواده تان هم در شبکه های اجتماعی عضو هستند و در لیست دوستان تان هم قرار دارند، تنها کسی که مشخصات شناسنامه ای آنها را نمی داند خواجه حافظ شیرازی است.

5.      نام مدرسه و یا محل زندگی: پیدا کردن محل زندگی افراد و طبیعتا محل تحصیل آنها کار چندان دشواری نیست و به راحتی می‌توان چند احتمال قوی را مشخص و امتحان کرد.

6.       نام اولین شغل و یا نام موسسه ای که در آن مشغول شده اید: با کمی پرس و جو در خصوص محل تولد و زندگی تان، تنها تعداد محدودی شغل در لیست هکر محترم باقی می مانند که یک فرد می تواند به عنوان اولین کار انتخاب کند.

7.      سوالاتی از قبیل، چه رنگی است؟ رنگ های بسیار زیادی وجود دارد اما شما حتما یک رنگ مشخص از آن وسیله را دارید. به عنوان مثال: عکس ماشین تان در فیس بوک وجود دارد و همه از رنگِ آن مطلع هستند.

 

در پایین لیستی از سوالات خوب امنیتی با ذکر دلیل انتخاب آن ها آورده شده است:

 

1.      فامیل معلم کلاس سوم شما چیست؟ معمولا در مورد اسم معلم مدرسه با دیگران صحبت نمی کنیم و علاوه بر آن همه مدرسه‌های مختلفی را تجربه کرده ایم که تعداد زیادی معلم در مقاطع مختلف تدریس می کرده اند.

2.      برای دومین حیوان خانگی که داشته اید چه نامی انتخاب کرده بودید؟ اسم اولین حیوان خانگی شما در دسترس تر است، ولی این سوال را هم زمانی که هنوز دومین حیوان خود را نگهداری می کنید، انتخاب ننمایید.

3.      وقتی که بچه بودید، می خواستید در آینده چه کاره شوید؟ تنها زمانی از این سوال استفاده کنید که جواب شما مواردی مانند خلبان، آتش نشان، پلیس و از این قبیل موارد نزدیک به ذهن نباشد.

4.      اولین بار که خبر زلزله ی بم را شنیدید، کجا بودید؟ از جواب هایی مانند خانه، محل کار یا مدرسه خودداری کنید؛ البته این قبیل سوالات ناراحت کننده هستند ولی معمولا آن لحظات در ذهن ما باقی می مانند. هر واقعه ناگوار یا شادی آفرین فراموش ناشدنی را می توانید در اینجا استفاده کنید.

5.      زمان تحویل سال (مثلا ۱۳۶۵) کجا بودید؟ از آنجایی که در آن سال ها هنوز فیس بوک، تویتر، کلوب و حتی اینترنت هم وجود نداشته، معمولا در این باره اطلاعاتی وجود ندارد. اگر از شهرت زیادی برخوردار نیستید از این سوال استفاده کنید، فقط دقت کنید که در این تاریخ به دنیا آمده باشید!

6.       پسوند نام یا فامیل دوستان و آشنایان گزینه مناسبی به نظر می رسد. مثلا پسوند فامیل علی چیست؟ از آنجایی که حدس زدن هویت علی راحت نیست، این سوال انتخاب خوبی خواهد بود. ولی شما می توانید از سوالاتی مانند اسم گربه علی چیست؟ نیز استفاده کنید.

7.      قهرمان دوران کودکی شما که بود؟ شخصیت های زیادی می توانند قهرمان دوران کودکی باشند. این سوال بسیار مناسب است البته مشروط به اینکه پاسخش Superman یا اعضای خانواده تان نباشد.

8.      اسم کسی که پسوند فامیلش محسنی بود چیست؟ معمولا افراد از اسامی کامل خود برای معرفی (در شبکه های اجتماعی و یا ایمیل ها) استفاده نمی کنند و حدس جواب چنین سوالی بسیار مشکل است.

9.      نام دومین پسر/ دختری که عاشق اش شدید چه بود؟ البته حواستان باشد که این سوال را در صورتی انتخاب کنید که با او ازدواج نکرده باشید، زیرا یافتن نام همسرتان کار چندان مشکلی نخواهد بود! نام اولین معشوقه تان هم اصلا انتخاب مناسبی نیست، زیرا احتمالا آن قدر هیجان زده بوده اید که همه جا در مورد آن صحبت کرده اید!

10.  اولین بار کجا سیگار یا پیپ کشیده اید؟ این مورد معمولا در زمان نوجوانی شما اتفاق افتاده است و به نظرتان چنان محرمانه بوده که با هیچکس درباره آن صحبت نکرده اید!

مواردی هم وجود دارند که به نظر می رسد سوالات خوبی هستند در حالیکه واقعا اینطور نیست مانند:

1.      اسم مستعار دوران کودکی شما چه بود؟ این سوال خوبی نیست، زیرا افراد زیادی از دوستان و بستگان شما جواب آن را می دانند و احتمال دارد که خودتان در جایی به این سوال پاسخ داده باشید.

2.      اسم بزرگ ترین پسر عمو یا پسر خاله ی شما چیست؟ مثل اینکه باز هم از قدرت رسواگر شبکه های اجتماعی غافل شدید!

3.      تاریخ تولد برادر بزرگ شما؟

4.      ۵ رقم آخر شماره گواهینامه تان چیست؟

در آخر باز هم تاکید می کنیم، بسیاری از مواردی که در اینترنت به عنوان سوالات خوب امنیتی آورده شده اند، گزینه های خوبی نیستند و باید با اصول ذکر شده تطبیق داده شوند. فراموش نکنید که سوال های امنیتی مهم هستند و قبل از انتخاب آن ها خوب فکر کنید.

 

 


اصول-امنیت-در-کامپیوتر-و-اینترنت--بخش-اول اصول-امنیت-در-کامپیوتر-و-اینترنت--بخش-اول اصول-امنیت-در-کامپیوتر-و-اینترنت--بخش-اول اصول-امنیت-در-کامپیوتر-و-اینترنت--بخش-اول اصول-امنیت-در-کامپیوتر-و-اینترنت--بخش-اول امتیاز : 467 دیدگاه(0)

تاریخ: دوشنبه 14 فروردین 1391 ساعت: 12:32 بازدید: 154 نویسنده: احمدی

 

اصول اولیه پشتیبان گیری


نسخه پشتیبان یا بک آپ (Backup) چیست؟
در دانش فناوری اطلاعات، بک آپ یا عمل بک آپ گیری اشاره به تهیه کپی هایی از اطلاعات دارد. این نسخه های کپی شده معمولا برای بازگرداندن اطلاعات هنگام آسیب دیدن و یا مفقود شدن اطلاعات اصلی به کار می روند.

 

اهمیت تهیه نسخه پشتیبان
هر فردی در طول زندگی اش ممکن است چیزهایی را گم کند. ممکن است پول تان را از دست بدهید، راه تان را گم کنید، یا دلتان را ببازید! خب، کامپیوتر هم احتمال دارد چیزی را فراموش یا گم کند. تا به حال تصور کرده اید که ممکن است روزی کامپیوترتان قفل کرده و همه اطلاعات ضروری تان از بین برود و هیچ راهی برای بازگرداندن آنها نداشته باشید؟ هر چند ممکن است این اتفاق پایان دنیا نباشد، اما می تواند برای شما بسیار وحشتناک و طاقت فرسا باشد. 

بگذارید قبل از هر حرفی، قصه ای از قول یکی از دوستان تعریف کنم. او می گفت:

«امیدوارم آنچه در اینجا می خوانید، هیچگاه برایتان اتفاق نیافتد. آن روز سه شنبه ساعت ۴ بعدازظهر بود. من آخرین ماه های تحصیل در دانشکده مدیریت را می گذراندم. زمان زیادی بود که بر روی پایان نامه ام کار کرده بودم. دو فصل کامل آن را روی هارد کامپیوترم ذخیره کرده بودم. شاید اغراق نباشد که بگویم جمع آوری بایت به بایت این اطلاعات سه ماه کامل وقت برده بود. در حال تایپ بودم که لپ تاپ ام مثل صحنه آهسته فیلم ها کند شد! به امید افزایش سرعت شروع به بستن همه برنامه های باز روی سیستم کردم. 

چندان نگران نبودم، قبلا هم از این اتفاقات افتاده بود. راه حل معمول هم، بستن برنامه ها و ریستارت کردن سیستم بود. تا سیستم دوباره بالا بیاید، برای خودم یک لیوان چای ریختم و برگشتم. نه! با یک صفحه سیاه روبرو شدم که نوشته بود: درایو C وجود ندارد. Retry - Ignore - Abort. طبق معمول دکمه Retry را زدم. اما… چند ثانیه بعد کلا با یک صفحه سیاه روبرو بودم. 

ترس ذره ذره زیر پوستم نفوذ می کرد و همه وجودم را می گرفت. سعی کردم دوباره سیستم را ریستارت کنم. کلمات سفید، صفحه سیاه، درد. ریستارت دوباره و دوباره. مغزم تعطیل شده بود. ده ساعت آینده را مشغول دست و پنجه نرم کردن با این کامپیوتر جهنمی بودم.  ولی نتیجه چیزی جز خشم، زیان و ندامت نبود.

نابودی ۲.۵ گیگابایت اطلاعات، به معنی بر باد رفتن ۲ سال گزارش و تکالیف و مقالات و اسناد بود. بدتر از آن این لپ تاپ کاری من هم بود. یعنی ۴ سال اسناد کاری، بروشور، کاتالوگ، اطلاعات مشتریان، ایمیل ها، برنامه های توسعه شغلی و … بدون هیچ کپی دیجیتال یا نسخه چاپی!

چرا نسخه پشتیبان نداشتم؟ در حقیقت فکر می کردم که مصیبت فقط برای دیگران است. فکر می کردم که لپ تاپ من مطمئن و کارآمد است. زیرا پشتیبان گیری هارد دیسک را روی ابزار دیگر، کاری خسته کننده و بی دلیل می دانستم. تصور می کردم که هارد کامپیوتر من هیچگاه نمی میرد. همانگونه که ۴ سال گذشته را به خوبی پشت سر گذارده بود. 

حالا بعد از پشت سر گذاشتن این مرحله، من یک هارد اکسترنال، تعدادی کول دیسک و یک DVD رایتر خریده ام. بعد از آن سه شنبه خونین، تمامی اطلاعات من علاوه بر هارد کامپیوتر، در چند محل دیگر هم نگهداری می شوند. اگر بخواهم برای دردسرهای تهیه دوباره اطلاعات، بازیابی بخشی از اطلاعات، جمع آوری اطلاعات مشتریان، کمک های دوستان دانشکده برای آماده سازی پایان نامه، اطلاعاتی که دیگر نتوانستم آنها را برگردانده یا تهیه کنم و موارد دیگر قیمتی بگذارم، نداشتن نسخه پشتیبان برای من بین ۸ تا ۱۰ میلیون تومان هزینه در برداشت.

امیدوارم توانسته باشم شما را نسبت به ضرورت پشتیبان گیری متقاعد کرده باشم. همین امروز هم برای تهیه نسخه پشتیبان دیر است، همین الان اقدام کنید.»

 

استراتژی تهیه نسخه پشتیبان
خب، اصل را بر این می گذاریم که شما هم به این نتیجه رسیده اید که تهیه نسخه پشتیبان ضروری و لازم است. حالا قدم بعدی چیست؟ صرف نظر از اینکه یک کاربر خانگی یا اداری هستید، باید یک استراتژی و خط مشی مناسب برای بک آپ گیری تان طراحی کنید.

هر چه که زمان می گذرد، افراد و شرکت ها با حجم بالا و غیر قابل کنترلی از اطلاعات روبرو می شوند، که منظم سازی و دسته بندی آنها روز به روز سخت تر شده و مهمتر اینکه بدون حمایت لازم رها شده اند. با این تفاسیر مهمترین نکته در پشتیبان گیری، برنامه ریزی برای یک استراتژی صحیح و کارآمد است، تا در گذر زمان و با بالا رفتن حجم اطلاعات، کارایی لازم را داشته باشد.

 

پیشنهاد ما برای برنامه ریزی و تدوین یک شیوه نامه مدون برای تهیه نسخه پشتیبان، رعایت این ۵ مورد است:

۱- برای انتخاب برنامه یا سرویس پشتیبان گیری مناسب، وقت بگذارید.
نقدها و مطالب معرفی برنامه های پشتیبان گیری مختلف را  مطالعه کنید. قابلیت های آنها را شناخته و با هم مقایسه کنید. حتی برای تهیه برخی نسخه ها پول هم بدهید. گاهی اوقات نسخه اصلی یک برنامه مناسب و یا هزینه سالیانه یک سایت مطمئن بیش از ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان نیست. اما قیمت اطلاعاتی که نگهداری می کنید بسیار بیشتر از این خواهد بود.

۲- برنامه ریزی مشخصی برای تهیه بک آپ داشته باشید.
بسیاری از برنامه های پشتیبان گیری امکان زمان بندی و انجام خودکار پشتیبان گیری را هم دارند. از این قابلیت به صورت بهینه استفاده کنید. تهیه یک جدول زمانی برای بک آپ گیری وقت زیادی نیاز ندارد. بسته به اهمیت و حجم اطلاعات و یا نوع کارتان می توانید درباره بازه زمانی تهیه نسخه پشتیبان تصمیم بگیرید. مثلا کامپیوتر شرکت به پشتیبان گیری روزانه نیاز دارد. در صورتی که بک آپ گیری هفتگی هم برای کامپیوتر خانه کفایت می کند.

۳- از سلامت نسخه پشتیبان و امکان بازیابی آن اطمینان یابید.
حتی اگر طبق برنامه مشخص و درستی، نسخه پشتیبان لازم را در اختیار داشته باشید، چه تضمینی است که در موقع لزوم نسخه پشتیبان به درستی عمل کند؟! راه حل، استفاده از برنامه هایی است که نسخه پشتیبان را به صورت بیت به بیت تست می کنند. این نرم افزارها بعد از تهیه نسخه پشتیبان، به صورت خودکار سلامت اطلاعات و قابلیت بازیابی آنها را به صورت دقیق کنترل می کنند تا مطمئن شوند این وسط حتی یک بیت اطلاعات هم ایرادی نداشته باشد.

۴- سلامت ابزار نگهداری نسخه پشتیبان را کنترل کنید.
شما بهترین برنامه بک آپ گیری دنیا را در اختیار دارید و هر ساعت از اطلاعات تان نسخه پشتیبان تهیه می کنید. اما میزبان نگهداری اطلاعات تان چندان مناسب و مطمئن نیست. پس شما محکوم به فنا هستید. دومین نکته برای تست قابلیت بازیابی اطلاعات، استفاده از رسانه و ابزار مناسب ذخیره سازی و کنترل دوره ای آن برای کارکرد صحیح بازیابی است.

۵- هارد دیسک های تان را به صورت دوره ای کنترل کنید.
از آنتی ویروس و ضد جاسوس افزار مناسب استفاده کنید. قبل از اینکه هارد دیسک تان به یک باره از حرکت باز ایستد و تمامی اطلاعات تان را به نابودی بکشاند، مرتبا آن را کنترل کرده و از سلامت آن و عدم وجود سکتورهای خراب در آن اطمینان یابید. زیرا شناخت به موقع برخی ایرادها و رفع آنها کمک زیادی به طول عمر هارد می کند. حتی در صورت عدم امکان درمان، هشداری به شما جهت آمادگی بیشتر خواهد بود. ویروس ها و بدافزارها هم که به طور مشخص یکی از دشمنان اصلی اطلاعات شما در عصر اینترنت هستند.

 

از چه فایل هایی باید بک آپ بگیریم؟
یکی از مشکلات کاربران این است که روی این موضوع وقت نگذاشته اند که از چه چیزی پشتیبان گیری کنند. وقتی که اطلاعات را از دست دادید تازه یادتان می آید که تصاویر عروسی برادرتان را در یک پوشه در درایو G نگهداری می کرده اید که فراموش کرده اید از آنها پشتیبان بگیرید و حالا همه آنها از دست رفته اند.

برخی مکان های مهم که نباید فراموش کنید شامل این موارد است:
پوشه My Documents: معمولا به صورت پیش فرض هر فایلی که ذخیره شود، به این پوشه منتقل می شود. بسیاری از ما هم برای دسته بندی و مدیریت فایل ها از این پوشه استفاده می کنیم. پس داشتن نسخه پشتیبان آن از ضروریات است.

E-mail: اگر برای مدیریت اکانت های ایمیل تان از برنامه های نصب شده روی سیستم مانند اوت لوک یا تاندربرد استفاده می کنید، نگه داری بک آپ از پوشه های محل ذخیره پیام ها لازم و حیاتی است. 

System Files: این مورد می تواند یکی از مهمترین بخش های سیستم پشتیبان گیری باشد. زیرا در صورت آسیب دیدن این فایل ها، معمولا سیستم عامل از کار می افتد.  البته اگر نسخه پشتیبان تان به صورت یک ایمیج کامل از همه چیز باشد، تهیه چنین بک آپی چندان ضروری نیست. در این مورد بیشتر صحبت می کنیم.

Data Files: بسیاری از فایل های موجود در سیستم، آنهایی هستند که شما ایجاد کرده و یا از جای دیگری به کامپیوتر منتقل کرده اید. این فایل ها ممکن است عکس، آهنگ، کتاب الکترونیک یا اسناد و مکاتبات متنی باشند. در صورتی که آنها را تا حد امکان در یک جا نگه دارید، تهیه نسخه پشتیبان از آنها هم بسیار راحت تر می شود.

 

نتیجه گیری
به گمانمان اغلب شما با مفهوم پشتیبان گیری از قبل آشنا بوده اید. در اینجا هم به ضرورت و اهمیت آن پرداختیم. در این دوره قرار است به صورت خلاصه اطلاعات و سرنخ های لازم برای پشتیبان گیری از انواع مختلف اطلاعات را در اختیارتان بگذاریم. با ما همراه باشید.

 


پشتیبان-گیری---قسمت-اول پشتیبان-گیری---قسمت-اول پشتیبان-گیری---قسمت-اول پشتیبان-گیری---قسمت-اول پشتیبان-گیری---قسمت-اول امتیاز : 403 دیدگاه(0)

تاریخ: شنبه 12 فروردین 1391 ساعت: 16:38 بازدید: 163 نویسنده: احمدی

 

بخش سوم:

 تصویر، صوت و ویدیو در وبلاگ


همیشه حرف، کلمه و جمله است که گفتار و نوشتار را می سازند، اما نوشتار در هر رسانه ای که ارائه شود (اعم از روزنامه، کتاب، وبلاگ و) بدون همراهی مدیا ناقص و خسته‌کننده است. گاهی اوقات حتی می‌توان پیام نوشتار را بدون حضور مدیا، گنگ و ناقص دانست.

در وبلاگ به راحتی امکان استفاده از عکس، فیلم و حتی صدا را دارید. اثر گذاری مدیا در این رسانه به اندازه‌ای است که حتی خود مدیا تبدیل به رسانه شده و باعث خلق فتوبلاگ، پادکست و ویدیوکست شده است.

 عکس:
بیشترین مدیایی که در وبلاگ مورد استفاده قرار می‌گیرد و تقریباً پا به پای متن جلو می آید، تصویر است.اما همه وبلاگ‌نویس ها به شیوه درست انتخاب و استفاده از عکس در مطالب توجه نمی کنند.

 اولین گام: پیدا کردن و انتخاب عکس مهمترین مرحله استفاده از این مدیا است. برخی افراد که به لطف دوربین های دیجیتال کوچک و با کیفیت، دست شان باز است. مشخص است که تمامی حقوق این عکس‌ها متعلق به عکاس است و هرگونه استفاده از آن در اختیار وی است.

 

اما راه حلی که بسیاری از افراد انتخاب می کنند، استفاده از اینترنت و به‌خصوص سرویس جستجوی عکس گوگل است. آیا به این نکته فکر کرده‌اید که از لحاظ قانونی و اخلاقی، شما حق استفاده از همه عکس هایی که در گوگل و یا دیگر منابع پیدا می کنید، ندارید؟ حق کپی رایت هر عکس متعلق به عکاس اش است، که آن را طبق قوانین مختلف حقوق مؤلف در اختیار دیگر افراد هم قرار می دهد. پس شما برای استفاده از عکس در وبلاگ تان، ابتدا باید از حقوق مؤلف آن مطمئن شوید و سپس از آن استفاده کنید.

 

اما چگونه عکس‌های مناسب با مطلب مان را بیابیم، که از لحاظ حقوق صاحب اثر دچار مشکل نشویم؟ اگر به جستجوی پیشرفته عکس گوگل سری بزنید، می‌بینید که این موتور جستجو، امکان گشتن در میان عکس هایی را که استفاده از آن‌ها رایگان و آزاد است را هم دارد:

همانطور که می بینید، گوگل می‌تواند بر اساس اجازه استفاده، تغییر و بازنشر، چهار گروه عکس را در نتایج جستجو به شما نشان دهد.

Labeled for reuse عکس هایی را که با این برچسب مشاهده می کنید، می‌توانید برای استفاده شخصی کپی و بازنشر نمایید. اما حق انجام تغییرات یا استفاده تجاری از آن‌ها را ندارید.

labeled for commercial reuse عکس هایی را که با این اجازه نامه منتشر می شوند، می‌توانید برای کارهای شخصی و تجاری استفاده کنید. اما باز هم حق تغییر و تصرف در آن‌ها را ندارید.

labeled for reuse with modification عکس‌های این گروه را می‌توانید جهت مصارف فردی تغییر داده و در آن‌ها دخل تصرف نمایید.

labeled for commercial reuse with modification این گروه هم شامل عکس هایی هستند که برای مقاصد تجاری و مالی هم اجازه تغییر آن‌ها را دارید.

 

علاوه بر این با جستجو در سایت فلیکر هم می‌توانید عکس‌های فراوانی را بیابید که صاحبان شان آن‌ها را در اندازه های مختلف به صورت رایگان و تحت شرایطی مشابه با آنچه که در بالا گفته شد در اختیارتان می گذارند.

 

گام دوم: عکس هایی که در اینترنت می یابید و یا اینکه از روی دوربین عکاسی یا گوشی موبایل تان بر می دارید، معمولاً طول و عرض های متفاوتی دارند و برخی هم حجم های نسبتاً زیاد و نامناسبی دارند.بیننده بینوای وبلاگ چه گناهی مرتکب شده که برای دیدن یک مطلب شما، با این اینترنت کند باید منتظر لود شدن عکسی شود که کیفیت و اندازه اش برای چاپ پوستر هم کفایت می کند.

همیشه در نظر داشته باشید که بیننده وبلاگ ممکن است از اینترنتی با سرعت مناسب برخوردار نباشد و یا اینکه از لحاظ مصرف پهنای باند محدودیت داشته باشد. با توجه به سرعت اینترنت و همچنین اصول طراحی صفحات وب، معمولاً حجم مناسب برای یک عکس جهت انتشار در وبلاگ بین ۴۰ تا ۶۰ کیلوبایت است. عکس‌های با حجم بالای ۱۰۰ کیلوبایت هم برای این کار سنگین و نامناسب محسوب می شوند.

 

در خصوص سایز عکس‌ها (طول و عرض) هم توجه داشته باشید که هرچه اندازه عکس تان بزرگ‌تر باشد، به همان نسبت حجم آن هم افزایش می یابد. علاوه بر این استفاده از عکس هایی با اندازه‌ بزرگ‌تر از عرض وبلاگ تان معمولاً باعث به هم ریختن صفحه و بیرون زدن عکس از صفحه می‌شود که جلوه مناسبی ندارد.

 

البته بعضی از وبلاگ‌نویسان با تعیین طول و عرض عکس با کدهای اچ تی ام ال و یا درون ادیتور وبلاگ، مشکل اندازه را حل می کنند. اما همچنان معضل حجم به جای خود باقی است. بنابراین از این روش استفاده نکنید.

 

راه حل این است که با استفاده از برنامه‌های ویرایش عکس، حجم و اندازه مناسب را برای استفاده در وبلاگ آماده کنید. البته برخی برنامه‌های کوچک هم هستند که این کار را به صورت دم دستی و سریع برای تان انجام می دهند. اما هیچ کدام مانند فتوشاپ دست تان را در تغییرات باز نمی‌گذارند و کیفیت آن را هم ندارند.

 

بهتر است که یک عرض استاندارد برای عکس‌ مطالب وبلاگ انتخاب کرده و تا حد امکان همیشه از همان اندازه استفاده کنید. تا هم ظاهر وبلاگ یک دست و زیبا‌تر شود و هم مشکل حجم و به هم ریختگی صفحه را حل کرده باشید.

برای اینکه اندازه مناسب صفحه وبلاگ تان را بدانید، راحت ترین راه این است که چند عکس با عرض های متفاوت آماده کرده و آن‌ها را در چند مطلب تست قرار دهید. هر کدام را که مناسب‌تر یافتید انتخاب کنید.

 

حال برای تغییر اندازه و حجم عکس، آن را در فتوشاپ باز کنید. از منوی file گزینه save for web and devices... را انتخاب کنید. پنجره ای مانند شکل زیر به نمایش در می آید:



با باز کردن منوی Preset فرمتی را که می‌خواهید فایل ذخیره شود انتخاب کنید. فرمت های gif و Pngحجم پایینی دارند، اما برای استفاده در صفحات وبلاگ معمولاً از فرمت jpeg استفاده می شود. پس از انتخاب فرمت، در قسمت quality می‌توانید کیفیت عکس را انتخاب کنید. این عدد را تا جایی که کیفیت عکسی که در سمت چپ می‌بینید قابل قبول باشد، کم کنید. زیرا هر قدر این عدد کوچکتر باشد، حجم فایل نهایی شما کمتر خواهد بود. بیشتر اوقات استفاده از اعداد ۶۰ تا ۷۰ کاملاً مناسب است.

 

بعد از اعمال هر یک از این تغییرات، می‌توانید حجم تقریبی فایل نهایی را در گوشه پایین و سمت چپ صفحه در زیر عکس ببینید. حال نوبت به سایز عکس می رسد. شما قبلاً اندازه مناسب عکس وبلاگ تان را انتخاب کرده اید. حال باید عکس را به اندازه مورد نظر در آورید.

 

در قسمت Image Size می‌توانید اندازه عکس را بر حسب پیکسل وارد کنید. در جلوی عبارت W عرض عکس را و در جلو حرف H ارتفاع آن را وارد کنید. البته این تنظیمات معمولاً به گونه‌ای هستند که با انتخاب یکی، دیگری هم به طور خودکار تغییر می کند. بعد از اینکه یکی از این اندازه ها را وارد کردید، کلید اینتر را بزنید تا نتیجه را ببینید. معمولاً انتخاب اندازه‌ای بین ۴۵۰ تا ۶۰۰ پیکسل برای عرض عکس در وبلاگ های مختلف مناسب است. بعد از اتمام تنظیمات کلید save را بزنید، تا در محلی که می‌خواهید و با اسم دلخواه تصویر نهایی را ذخیره کنید.

 

با این تنظیمات معمولاً حجم فایل نهایی شما کمتر از ۱۰۰ کیلوبایت خواهد بود. اندازه آن هم به گونه‌ای است که صفحه تان را به هم نمی ریزد و همچنین دعای خیر خوانندگان بدرقه راه وبلاگ تان خواهد بود!

 

 


نوشتن-وبلاگ---بخش-سوم نوشتن-وبلاگ---بخش-سوم نوشتن-وبلاگ---بخش-سوم نوشتن-وبلاگ---بخش-سوم نوشتن-وبلاگ---بخش-سوم امتیاز : 451 دیدگاه(0)

تاریخ: شنبه 12 فروردین 1391 ساعت: 10:01 بازدید: 199 نویسنده: احمدی

 

ایده هوشمندانه یک تبلیغ/ مرسدس‌بنز خودرو نامرئی عرضه کرد!

 

وقتی مرسدس بنز قصد تبلیغ خودروی الکتریکی جدید خود را داشت به جای آنکه صریحا آن را در معرض دید همگان در جهان بگذارد تصمیم گرفته است از آن خودروئی نامرئی بسازد.. باور نمی‌کنید؟! بهتر است این مطلب را دنبال کنید.

شاید در نگاه اول خنده‌دار به نظر برسد اما در واقع این یک تبلیغ هوشمندانه است. خودروهای الکتریکی از ابتدا به خاطر استفاده از باطری و اثرات مخرب آن بر محیط زیست مور انتقاد قرار داشتند حالا مرسدس بنز با این تبلیغات قصد دارد اعلام کند که این خودرو هیچ اثری در محیط زیست نداشته و کاملا تجزیه‌پذیر و از بین‌رونده است‌.

اگر شما به تصاویر زیر نگاهی بیندازید کاملا متوجه می‌شوید که این اشخاص چه کار کرده‌اند. در این تبلیغ این افراد با پوشاندن یک سمت ماشین با صفحات ال.ئی.دی و قرار دادن یک دوربین عکاسی (والبته فیلمبرداری) Canon 5D Mark II در سمت دیگر ماشین و پخش تصاویر آن‌سوی ماشین به آن ظاهری نامرئی بخشیده‌اند.

البته قبلا هم مشابه این حقه را دیده بودیم و به طور مثال می‌توانید با نصب یک تبلت مانند آی‌پد بر روی شکم خود و نصب یک وب‌کم بر پشت کمرتان ظاهری شبیه حفره بر روی شکمتان ایجاد کنید. این دقیقا همان حقه‌ایست که مرسدس در این تبلیغ استفاده کرده است.

در هر صورت اگر چه افراد پس از نگاه اول متوجه این حقه می‌شوند اما آن سوژه اصلی یعنی نامرئی بودن و نهایتا مفهوم تجزیه‌پذیر بودن این خودرو الکتریکی در ذهن آنها باقی خواهد ماند.

مرسدس اعلام کرده است که خودروهای مبتنی بر انرژی باطری‌های هیدروژنی این شرکت اکنون آماده تولید در تعداد انبوه است اما برخی گزارش‌ها حاکی از تولید و تجاری شدن محصولات مبتنی بر این فناوری در سال ۲۰۱۴ است. این فناوری با وجود ظاهر دوستانه آن هم‌چنان گران‌قیمت و دشمن جیب‌های مشتریان است چرا که بازیابی و جابجایی آن گران تمام می‌شود و دیگر مواد مورد نیاز برای ساخت این باطری‌ها نیز هزینه‌بر است.

عملی‌بودن این فناوری به کنار اما در هر صورت باید به مرسدس به خاطر روی آوردن به چنین فناوری دوستدار محیط زیست یعنی با کمترین تاثیر و بجاگذاری مواد در محیط زیست، در کنار ایده چنین تبلیغات هوشمندانه‌ای آفرین گفت.

شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که چرا مرسدس از خودرو مینی‌ون برای این تبلیغ استفاده کرده است؟ خب پاسخی ساده‌تر از این نمی‌توان یافت که این محصول فضای بیشتری برای مانور در خصوص نامرئی بودن خودرو و نصب پنل داشته است.


مرسدس‌بنز-خودرو-نامرئی-عرضه-کرد! مرسدس‌بنز-خودرو-نامرئی-عرضه-کرد! مرسدس‌بنز-خودرو-نامرئی-عرضه-کرد! مرسدس‌بنز-خودرو-نامرئی-عرضه-کرد! مرسدس‌بنز-خودرو-نامرئی-عرضه-کرد! امتیاز : 471 دیدگاه(0)

تاریخ: شنبه 12 فروردین 1391 ساعت: 09:56 بازدید: 186 نویسنده: احمدی

توسط شرکت سامسونگ صورت گرفت؛

عرضه فناوری امنیتی تشخیص چشمک برای باز شدن قفل تلفن همراه

 

سیستم قفل امنیتی تشخیص چهره عرضه شده تنها با گرفتن یک عکس پرینت شده در برابر آن فریب خورده و باز می‌شد و در واقع هیچ امنیتی را برای کاربر تضمین نمی‌کرد. حالا سامسونگ با اضافه کردن چشمک به این فناوری در واقع آن را امن‌تر و یا بهتر بگوئیم غیرقابل فریفتن کرده است.

مشکل اصلی در فناوری اولیه تشخیص چهره در این بود که عنصر غیرقابل فریب و در واقع هک شدن در آن بکار نرفته بود. دوربین جلویی در فناوری اولیه به طور مثال قادر به اسکن شبکیه چشم به عنوان عنصری منحصر بفرد نبود و تنها چهره شخص را که می‌توانست حتی یک عکس باشد با تصویری که به عنوان عکس صاحب گوشی در حافظه خود داشت مطابقت داده و بر مبنای آن عمل می‌کرد.

فناوری اولیه امنیتی قفل مبتنی بر تشخیص چهره ایده بدیعی بود و اندروید ۴ را بیش از پیش جذاب می‌کرد اما همانطور که تشریح کردیم به راحتی می‌توانست فریب بخورد.

با افزوده شدن قابلیت چشمک زدن (پلک زدن) دوربین تلفن همراه خواهد توانست تصاویر را از چهره‌های واقعی متمایز کند و تنها هنگامی به باز کردن قفل تلفن اقدام کند که پلک زدن صاحب تلفن همراه را تشخیص دهد. اما فکر کنم مشکل دیگری نیز وجود داشته باشد و آن این است که اگر تصویری ویدیوئی از صاحب تلفن همراه را به دوربین نشان دهیم آیا قفل تلفن همراه باز خواهد شد؟

البته بسیار بعید است که کسی نصویری ویدیوئی و واضح از شما در حال پلک زدن و یا چشمک زدن داشته باشد اما این غیرممکن نیست که کسی بتواند چنین فیلمی را تهیه کند. باید منتظر ماند تا نتیجه آزمایش چنین موردی را بر روی فناوری امنیتی تشخیص چشمک سامسونگ ببینیم و بعد قضاوت کنیم.

بهر حال گذشته از مشکلاتی که فناوری اولیه تشخیص چهره در شناسایی تصاویر صاحب گوشی با موهای کوتاه شده و یا با عینک داشت انتظار می‌رود مهمترین بخش امنیت یک تلفن همراه هوشمند جدی‌تر گرفته شود.

به نظر می‌رسد با انحصاری شدن فناوری‌هایی همچون تشخیص چهره و اسلاید تو آنلاک توسط شرکت آیفون، دردسرهای شرکت‌هایی همچون سامسونگ تازه آغاز شده است.


تشخیص-چشمک-برای-باز-شدن-قفل-تلفن-همراه تشخیص-چشمک-برای-باز-شدن-قفل-تلفن-همراه تشخیص-چشمک-برای-باز-شدن-قفل-تلفن-همراه تشخیص-چشمک-برای-باز-شدن-قفل-تلفن-همراه تشخیص-چشمک-برای-باز-شدن-قفل-تلفن-همراه امتیاز : 505 دیدگاه(0)

آخرین مطالب

یکشنبه 27 فروردین 1391
یکشنبه 27 فروردین 1391
یکشنبه 27 فروردین 1391
یکشنبه 27 فروردین 1391
دوشنبه 21 فروردین 1391

مطالب محبوب

یکشنبه 27 فروردین 1391
یکشنبه 27 فروردین 1391
یکشنبه 27 فروردین 1391
دوشنبه 21 فروردین 1391
یکشنبه 27 فروردین 1391

صفحات مطالب

1|2|3|4|5|6|7|8|9|